
|
میثم:محیا!!! اَه ! بابا چرا این شیشه های توی یخچال هیچکدوم آبشون سرد نیست؟ من:خب چون تازه آبشون کردم گذاشتم تو یخچال! میثم: اَه ! هی من می گم این شیشه آب رو نذار بغلت گرم می شه! حالا من چه کار کنم؟ میثم: نه آخه ببین! تو روزنامه نوشته بود یخ یه عامل چاق کننده س!
+سر زنگ پژوهش{کل سال به ما گفتن پژوهش من گفتم پرورشی،الآن احساس کردم پژوهش با کلاس تره! تنوع هم خوبه کلا"} داشتیم گروهی یه کتابی راجع به یه بیماری می خوندیم.که توش چند بار از کلمه ی "ناقِل" استفاده شده بود.من می خوندم ، پری و نیوشا و هلیا گوش می دادن.بعد یه کم گذشت دیدم اینا اصلا" به من توجه نمی کنند.نگاشون کردم نیوشا می گه ناقل یعنی چی؟ منم دیدم سه تاشون نیششون بازه و فقط همین یه کلمه رو گوش دادن من صدام در نیاد! گفتم ناقِل؟همون ناقلایی ِ که الف ش افتاده!!! +دیشب من و میثم در حال چت کردن بودیم! البته این که می گم در حال چت کردن فک نکنید فاصله بینمون زیاده یا اینکه جایی بود ها! نه...اون تو اتاق خودش پای پی سی بود،من تو اتاق خودم پای کامپیوتر ! {فوران تکنولوژیه!!!} یه چیزی گفت که من یه گل واژه نثارش کردم! اینم اومد تلافی کنه ... اتاقامون بغل ِ همه! با شدت هر چه تمام تر پرید تو اتاق گفت پـــــــــــــــــــــــــــــِخ! من شوکه شدما! بعد خودش هم تا یک ساعت می خندید |
||